از شرم تا خودنمایی: دو پاسخ به نگاه دیگری در روانکاوی لکانی

از شرم تا خودنمایی: دو پاسخ به نگاه دیگری در روانکاوی لکانی

مقدمه

در نگاه روزمره، شرم و خودنمایی اغلب در دو سوی یک طیف قرار می‌گیرند. فرد خجالتی کسی است که می‌خواهد از نگاه دیگران پنهان شود، در حالی که فرد خودنما ظاهراً تمام تلاش خود را برای جلب توجه دیگران به کار می‌گیرد. با این حال، روانکاوی تصویری پیچیده‌تر ارائه می‌دهد. از منظر ژاک لکان، هر دو پدیده را می‌توان در نسبت با «نگاه دیگری» فهمید؛ همان دیگری‌ای که از نخستین سال‌های زندگی در شکل‌گیری هویت سوژه نقش دارد.

در این مقاله از مجله روانکاوی Dimoi ما می‌کوشیم تا نشان دهیم که شرم و خودنمایی نه دو قطب کاملاً متضاد، بلکه دو شیوه متفاوت مواجهه با مسئله‌ای مشترک‌اند: میل به رسمیت شناخته شدن در میدان دیگری

شرم؛ لحظه آشکار شدن سوژه در برابر دیگری.

فروید شرم را یکی از هیجان‌های بنیادین مرتبط با شکل‌گیری تمدن می‌دانست. او در آثار خود بارها نشان داد که شرم زمانی ظاهر می‌شود که فرد خود را در معرض قضاوت دیگری احساس کند.

اما لکان این موضوع را یک گام فراتر می‌برد. برای او شرم صرفاً یک احساس اخلاقی نیست، بلکه لحظه‌ای است که سوژه ناگهان از موقعیت خود در میدان نمادین آگاه می‌شود. در سمینار هفدهم، لکان جمله‌ای مشهور دارد:

«شرم، شاید تنها هیجانی باشد که دروغ نمی‌گوید.»

شرم زمانی رخ می‌دهد که چیزی از حقیقت سوژه آشکار شود؛ حقیقتی که فرد ترجیح می‌دهد پنهان بماند. در چنین لحظه‌ای، فرد احساس می‌کند نگاه دیگری بر او متمرکز شده است. در نتیجه شرم تنها به انجام یک خطا مربوط نیست؛ بلکه به تجربه دیده شدن مربوط می‌شود.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع وقتی استدلال کار نمی‌کند: نرمال شدن رکاکت در زبان اعتراضی تحلیلی بر اساس سوسور، فروید و لکان پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

مفهوم نگاه در نظریه لکان

برای فهم رابطه شرم و خودنمایی باید مفهوم «نگاه» (Le Regard) را در آثار لکان بررسی کرد. لکان در سمینار یازدهم میان «چشم» و «نگاه» تمایز قائل می‌شود. نگاه صرفاً عمل دیدن نیست. نگاه چیزی است که سوژه احساس می‌کند از بیرون متوجه اوست.

به بیان دیگر، انسان فقط دیگران را نمی‌بیند؛ بلکه همواره احساس می‌کند خود نیز دیده می‌شود. این تجربه در مرکز بسیاری از هیجان‌های انسانی قرار دارد:

  • شرم
  • خجالت
  • اضطراب
  • خودشیفتگی
  • خودنمایی

سوژه همواره در تلاش است جایگاهی مطلوب در نگاه دیگری به دست آورد.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع خود معشوق پنداری از نگاه روانکاوی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

خودنمایی؛ تلاشی برای مدیریت نگاه دیگری.

در ظاهر، خودنمایی نقطه مقابل شرم به نظر می‌رسد. فرد خودنما از دیده شدن لذت می‌برد، در حالی که فرد شرمگین از آن می‌گریزد.
اما روانکاوی این دو را به یک ساختار مشترک پیوند می‌دهد.

فرد خودنما نیز مانند فرد شرمگین عمیقاً درگیر نگاه دیگری است. تفاوت در این است که به جای فرار از نگاه، می‌کوشد آن را کنترل کند.
در بسیاری از موارد، خودنمایی را می‌توان تلاشی برای پاسخ دادن به این پرسش دانست:

«دیگری درباره من چه می‌اندیشد؟»

سوژه می‌کوشد تصویری خاص از خود تولید کند تا نگاه دیگری را هدایت نماید. به همین دلیل است که خودنمایی اغلب با اضطراب همراه است. فرد دائماً نیاز دارد بازخورد دریافت کند، تأیید شود و مورد توجه قرار گیرد.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع ژاک لکان کیست پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

مرحله آینه‌ای و سرچشمه میل به دیده شدن

یکی از مهم‌ترین مفاهیم لکان برای فهم این موضوع، «مرحله آینه‌ای» است. لکان معتقد بود کودک در حدود شش تا هجده ماهگی برای نخستین بار تصویر خود را به عنوان یک کل منسجم بازمی‌شناسد. این لحظه پایه شکل‌گیری «من» است.

اما این تصویر از ابتدا وابسته به دیگری است. سوژه خود را از طریق تصویری می‌شناسد که بیرون از او قرار دارد. بنابراین هویت انسانی از همان آغاز با نوعی بیگانگی همراه است. این ساختار در بزرگسالی نیز ادامه می‌یابد. بسیاری از اشکال خودنمایی را می‌توان تلاشی برای حفظ این تصویر ایده‌آل دانست؛ تصویری که فرد امیدوار است دیگران آن را تأیید کنند.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع چرا برچسب در روانکاوی کار نمی‌کند؟ پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

شبکه‌های اجتماعی؛ صحنه معاصر نگاه

اگر لکان امروز زنده بود، احتمالاً شبکه‌های اجتماعی را یکی از مهم‌ترین عرصه‌های ظهور نگاه دیگری می‌دانست. پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام یا تیک‌تاک امکان دیده شدن بی‌سابقه‌ای را فراهم کرده‌اند. اما آنچه اهمیت دارد صرفاً نمایش نیست؛ بلکه میل به دیده شدن است.

تعداد لایک‌ها، بازدیدها و کامنت‌ها به شاخص‌هایی برای سنجش جایگاه سوژه در نگاه دیگری تبدیل می‌شوند. در این فضا، شرم و خودنمایی اغلب در کنار یکدیگر ظاهر می‌شوند:

  1. فرد از دیده نشدن می‌ترسد.
  2. اما همزمان از قضاوت شدن نیز واهمه دارد.
  3. در نتیجه سوژه میان میل به نمایش و ترس از نگاه گرفتار می‌شود.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع روانکاوی لکانی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

خودنمایی به مثابه دفاع در برابر شرم

یکی از ایده‌های مهم در روانکاوی این است که برخی رفتارهای نمایشی ممکن است پوششی برای شرم باشند. فردی که دائماً موفقیت‌ها، زیبایی یا توانایی‌های خود را به نمایش می‌گذارد، لزوماً اعتمادبه‌نفس بالایی ندارد.

در بسیاری از موارد، نمایش مداوم تلاشی برای پنهان کردن احساس ناکافی بودن است. از این منظر، خودنمایی می‌تواند یک سازوکار دفاعی باشد. فرد تصویری ایده‌آل تولید می‌کند تا از مواجهه با فقدان‌های خود بگریزد. این همان چیزی است که لکان آن را شکاف میان «منِ خیالی» و «سوژه» می‌نامد.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع مفهوم خودشیفتگی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

ژوئیسانس و لذت دیده شدن

لکان در سال‌های متأخر آثارش مفهوم ژوئیسانس (Jouissance) را مطرح می‌کند. ژوئیسانس نوعی لذت پیچیده است که گاه با رنج همراه می‌شود. در خودنمایی نیز می‌توان ردی از ژوئیسانس مشاهده کرد. دیده شدن ممکن است لذت‌بخش باشد، اما این لذت هرگز کامل نیست. هر تأیید جدید تنها میل به تأیید بیشتر را ایجاد می‌کند.

در نتیجه فرد در چرخه‌ای پایان‌ناپذیر گرفتار می‌شود:

  • نمایش
  • تأیید
  • رضایت موقت
  • نیاز به نمایش بیشتر

به همین دلیل میل به دیده شدن هرگز به طور کامل ارضا نمی‌شود. از منظر روانکاوی لکانی، شرم و خودنمایی را نباید دو پدیده کاملاً متضاد دانست. هر دو حول یک محور مشترک سازمان می‌یابند.

رابطه سوژه با نگاه دیگری.

فرد شرمگین از نگاه دیگری عقب می‌نشیند و فرد خودنما می‌کوشد آن را تسخیر کند؛ اما هر دو همچنان در مدار همان نگاه حرکت می‌کنند. در این معنا، خودنمایی همیشه نشانه اعتمادبه‌نفس نیست و شرم نیز صرفاً نشانه ضعف روانی محسوب نمی‌شود.

هر دو بیانگر موقعیت بنیادی انسان‌اند؛ موجودی که هویت خود را در نسبت با دیگری می‌سازد و همواره در جستجوی پاسخی برای این پرسش باقی می‌ماند:

«من در نگاه دیگری چه کسی هستم؟»

منابع

Jacques Lacan, The Four Fundamental Concepts of Psychoanalysis (Seminar XI), Norton, 1978.
Jacques Lacan, The Other Side of Psychoanalysis (Seminar XVII), Norton, 2007.
Sigmund Freud, Civilization and Its Discontents, 1930.
Sigmund Freud, Three Essays on the Theory of Sexuality, 1905.
Darian Leader, Why Do Women Write More Letters Than They Post?, 1996.
Bruce Fink, The Lacanian Subject: Between Language and Jouissance, 1995.

پریسا کاوسی
کارشناسی و کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی رواندرمانگر تحلیلی تحت آموزش و آنالیز شخصی با رویکرد لکانی پژوهشگر حوزه روانکاوی لکانی علاقه مند به کشف پیچیدگی های هویت و روان در دنیای مدرن سردبیر و موسس تسهیلگر گفتمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *