خودکشی از نگاه روانکاوی / در مواجهه با آن چه باید کرد؟

خودکشی از نگاه روانکاوی / در مواجهه با آن چه باید کرد؟

این روزها خیلی از آدم‌ها خسته‌اند. بعضی‌ها از فشارهای اقتصادی، بعضی‌ها از ناامنی و بی‌ثباتی، بعضی‌ها از تنهایی،  آینده‌ای که نمی‌توانند تصویر روشنی از آن داشته باشند و یا هرچیز کاملا شخصی که قابل گفتن نباشه، ممکنه بیشتر از گذشته جملاتی بشنویم مثل «دیگه نمی‌کشم»، «خسته شدم»، «کاش همه چیز تموم بشه» یا «دیگه دلیلی برای ادامه نمی‌بینم»

شنیدن این جمله‌ها کار راحتی نیست چون گاهی نمی‌دانیم چقدر باید آن‌ها را جدی بگیریم، چه پاسخی بدهیم یا اصلاً باید چه کاری انجام دهیم. بعضی وقت‌ها هم از ترس اینکه حرف اشتباهی بزنیم، سکوت می‌کنیم.

  • من پریسا کاوسی هستم و شما به یکی از پادکست های مجله دی موا گوش می کنید:

در این اپیزود می‌خواهیم درباره خودکشی صحبت کنیم؛ اینکه روانکاوی چطور می بینه این مفهوم را ، چه نشانه‌هایی را باید جدی گرفت و اگر خودمان یا یکی از اطرافیانمان با چنین وضعیتی روبه‌رو شد، چه اقداماتی می‌تواند کمک‌کننده باشد.

در روانکاوی، ما بیشتر به این توجه می‌کنیم که عمل خودکشی  و حتی استفاده کلامی از این لغت برای هر فرد چه معنای و کارکردی دارد. دو نفر ممکن است هر دو از خودکشی حرف بزنند، اما جایگاه این حرف در زندگی روانی آن‌ها کاملاً متفاوت باشد. برای یک نفر، این حرف می‌تواند بیان درماندگی و درخواست کمک باشد. برای فردی دیگر، راهی برای پایان دادن به رنجی باشد که دیگر قابل تحمل نیست. در فردی دیگر ممکن است با احساس گناه شدید، خشم، جدایی یا فروپاشی رابطه با دیگران پیوند داشته باشد.

فروید در نوشته‌های خود به این نکته اشاره می‌کند که گاهی پرخاشگری به جای آنکه متوجه دیگری شود، متوجه خود فرد می‌شود. در بعضی شرایط، خشم، سرزنش و نفرتی که در رابطه با یک شخص یا یک جای خالی و یا شکست شکل گرفته، به سمت خود فرد بازمی‌گردد و بدین دلیل میشه که در برخی افسردگی‌های شدید، فرد به تدریج خودش را هدف حمله قرار می‌دهد.

در سنت لکانی، توجه اصلی به جای معنا دادن کلی به خودکشی، بر وضعیت خاص هر سوژه قرار می‌گیرد. آنچه اهمیت دارد این است که فرد در چه موقعیتی قرار گرفته و چه چیزی از نظم زندگی او خارج شده است. بسیاری از افرادی که به خودکشی فکر می‌کنند، در وضعیتی قرار دارند که دیگر نمی‌توانند برای رنج خود کلمه پیدا کنند. احساس می‌کنند هیچ راهی برای بیان آنچه تجربه می‌کنند وجود ندارد. در چنین شرایطی، خودکشی می‌تواند به شکل راه‌حلی برای خروج از وضعیتی ظاهر شود که فرد آن را غیرقابل تحمل تجربه می‌کند.

اما فارغ از اینکه از چه رویکردی استفاده می‌کنیم، وقتی با صحبت‌های مربوط به خودکشی روبه‌رو می‌شویم، مهم‌ترین مسئله تشخیص خطر و اقدام مناسب است.

اگر کسی جملاتی مانند «دیگه نمی‌خوام زندگی کنم»، «کاش فردا بیدار نشم»، «همه چیز تموم شده» یا «بهتره نباشم» را تکرار می‌کند، نباید این حرف‌ها را بی‌اهمیت تلقی کرد.

اگر با تکرار و مود پایین در زمانی طولانی مواجه بودین در شرایطی که یک گفتگوی امن در نظر گرفته بشه

 مهمه مستقیماً درباره خودکشی سؤال کنید: از آن فرد بپرسید:

  • آیا تا حالا به خودکشی فکر کردی؟

برخلاف تصور رایج، پرسیدن این سؤال باعث ایجاد فکر خودکشی نمی‌شود. این سؤال به ما کمک می‌کند وضعیت را بهتر ارزیابی کنیم.

  • اگر پاسخ مثبت بود، سؤال بعدی این است:
  • آیا برای این کار برنامه‌ای هم داری؟

وجود برنامه مشخص، تعیین زمان، تهیه وسایل یا اقدام قبلی، خطر را به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد و نیازمند مداخله فوری‌تر است اگر پرسیدن این سوال به بدتر شدن شرایط منجر میشد، اقدامات اخیر او را مورد توجه قرار بدید

در زمان صحبت با فرد، چند نکته اهمیت دارد:

  • به حرف او گوش بدهید.
  • وارد بحث و مجادله نشوید.
  • تلاش نکنید ثابت کنید که زندگی ارزشمند است.
  • از سرزنش، نصیحت یا قضاوت اجتناب کنید.
  • احساسات او را کوچک نکنید.
  • او را به خاطر داشتن این افکار شرمنده نکنید.

جملاتی مانند:

  • این فقط یک دوره سخت است، می‌گذرد یا
  • به چیزهای خوب زندگی فکر کن.

در بسیاری از موارد کمک‌کننده نیستند، چون فرد احساس می‌کند رنج او فهمیده نشده است.

اگر فرد برنامه مشخص برای خودکشی دارد، از در اختیار داشتن دارو، سلاح، طناب یا هر وسیله دیگری صحبت می‌کند، یا احتمال اقدام در ساعات و روزهای آینده وجود دارد، نباید او را تنها گذاشت. در این شرایط لازم است خانواده، افراد نزدیک یا خدمات اورژانسی و درمانی در جریان قرار بگیرند.

اگر با صحنه‌ای مواجه شدید که فرد اقدام به خودکشی کرده یا در حال اقدام است، اولویت با حفظ جان اوست. در چنین شرایطی باید فوراً با اورژانس  تماس گرفته شود و از انجام مداخلات غیرتخصصی که ممکن است وضعیت را بدتر کند پرهیز شود.

نکته مهم دیگر این است که بعد از فروکش کردن بحران، هرگز تصور نکنید که موضوع تمام  شده است. بسیاری از افراد پس از یک بحران خودکشی همچنان در معرض خطر باقی می‌مانند. به همین دلیل پیگیری درمان اهمیت زیادی دارد.

درمان می‌تواند شامل روان‌درمانی، روانکاوی، مداخلات حمایتی، درمان‌های تخصصی بحران و در صورت نیاز درمان دارویی باشد. نوع درمان به وضعیت هر فرد بستگی دارد. آنچه اهمیت دارد این است که فرد با این رنج تنها نماند و بتواند فضایی پیدا کند که درباره آنچه تجربه می‌کند صحبت کند.

در نهایت، هر صحبت درباره خودکشی را باید جدی گرفت نه با وحشت و رفتاری که فرد احساس کنه داره به او ترحم میشه و نه با بی‌تفاوتی. اولین قدم شنیدن است، قدم بعدی ارزیابی خطر، و در صورت وجود خطر، ارجاع به خدمات تخصصی و همراه ماندن با فرد تا زمانی که کمک مناسب دریافت کند.

پس اگر از این اپیزود فقط یک نکته را با خودتان ببرید، آن نکته این است که صحبت درباره خودکشی را جدی بگیرید، اما از آن وحشت نکنید.

خیلی از آدم‌هایی که درگیر این افکار هستند، پیش از هر چیز به کسی نیاز دارند که حرفشان را بشنود و آن‌ها را تنها نگذارد، کمک گرفتن از متخصصان می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

اگر خودتان درگیر چنین افکاری هستید یا کسی را می‌شناسید که با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند، موضوع را به تعویق نیندازید. کمک خواستن نشانه ضعف نیست؛ بخشی از مراقبت از خود است.

ممنون که تا پایان این اپیزود همراه بودید. امیدوارم این گفتگو بتواند باعث شود با دقت بیشتری به رنج خودمان و آدم‌های اطرافمان گوش بدهیم. تا اپیزود بعد، مراقب خودتان و کسانی که دوستشان دارید باشید.

پریسا کاوسی
کارشناسی و کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی رواندرمانگر تحلیلی تحت آموزش و آنالیز شخصی با رویکرد لکانی پژوهشگر حوزه روانکاوی لکانی علاقه مند به کشف پیچیدگی های هویت و روان در دنیای مدرن سردبیر و موسس تسهیلگر گفتمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *