سمینار چهارم لکان: رابطه ابژه و ساختارهای فرویدی؛ از فقدان تا میل

سمینار چهارم لکان: رابطه ابژه و ساختارهای فرویدی؛ از فقدان تا میل

چکیده

سمینار چهارم لکان با عنوان «رابطه ابژه و ساختارهای فرویدی» که در سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۷ ارائه شد، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در تحول اندیشه او به شمار می‌رود. لکان در این سمینار با سنت روابط ابژه وارد گفت‌وگویی انتقادی می‌شود و می‌کوشد نشان دهد که رابطه انسان با ابژه هرگز رابطه‌ای مستقیم و بی‌واسطه نیست. آنچه سوژه را سازمان می‌دهد نه حضور ابژه، بلکه فقدان آن است. در این چارچوب، مفاهیمی همچون ناکامی، محرومیت، اختگی، فالوس، میل مادر، فوبیا و نام پدر صورت‌بندی تازه‌ای پیدا می‌کنند. این مقاله از مجله روانکاوی Dimoi ضمن بررسی مفاهیم اصلی سمینار چهارم، جایگاه آن را در سیر تحول نظریه میل در روانکاوی لکانی تبیین می‌کند.


در میانه دهه ۱۹۵۰، روانکاوی اروپایی تحت تأثیر نظریه روابط ابژه قرار داشت. آثار ملانی کلاین، دونالد وینیکات و دیگر نظریه‌پردازان این جریان، بر اهمیت رابطه کودک با ابژه‌های اولیه تأکید می‌کردند و رشد روانی را نتیجه کیفیت این روابط می‌دانستند. در چنین فضایی، ژاک لکان سمینار چهارم خود را با عنوان «رابطه ابژه و ساختارهای فرویدی» برگزار کرد.

در نگاه نخست ممکن است چنین به نظر برسد که لکان نیز قصد دارد درباره ابژه سخن بگوید، اما به‌زودی روشن می‌شود که هدف او چیز دیگری است. مسئله اصلی برای لکان خودِ ابژه نیست، بلکه شکافی است که میان سوژه و ابژه وجود دارد.

او نشان می‌دهد که ابژه همیشه درون شبکه‌ای از دال‌ها، قوانین نمادین و میل دیگری قرار گرفته است. بنابراین انسان هرگز با ابژه به‌صورت مستقیم مواجه نمی‌شود؛ بلکه با اثری از آن، با جای خالی آن و با فقدانی که پیرامون آن شکل گرفته است روبه‌رو می‌شود.

به همین دلیل می‌توان گفت سمینار چهارم نخستین صورت‌بندی منسجم نظریه فقدان در اندیشه لکان است؛ نظریه‌ای که بعدها به مفاهیم میل، فانتزی، ابژه کوچک a و ژوئیسانس منتهی خواهد شد.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع مفهوم اروتومانیا پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

چرا لکان به سراغ «رابطه ابژه» می‌رود؟

یکی از پرسش‌های مهم در مطالعه این سمینار آن است که چرا لکان در این مقطع زمانی تصمیم می‌گیرد به مسئله ابژه بپردازد. پاسخ این پرسش را باید در فضای نظری روانکاوی آن دوران جستجو کرد.

روانکاوی لکانی روابط ابژه بر این فرض استوار بود که کودک از خلال رابطه با ابژه‌های واقعی، به‌ویژه مادر، رشد می‌کند. بسیاری از نظریه‌پردازان این جریان معتقد بودند که سلامت یا آسیب روانی را می‌توان از کیفیت این روابط اولیه توضیح داد.

لکان در عین حال که اهمیت این روابط را انکار نمی‌کند، معتقد است چنین دیدگاهی بیش از حد بر ابژه واقعی تمرکز کرده است. از نظر او، آنچه تجربه انسانی را سازمان می‌دهد صرفاً حضور یا غیاب یک فرد واقعی نیست، بلکه جایگاهی است که آن فرد در ساختار نمادین اشغال می‌کند.

به بیان دیگر، مادر صرفاً یک شخص نیست؛ او حامل میل دیگری است. پدر صرفاً یک فرد نیست؛ او نماینده قانون است. فالوس یک اندام نیست؛ بلکه دالی است که فقدان را نمایندگی می‌کند. در نتیجه، لکان بحث را از سطح روابط واقعی به سطح ساختار منتقل می‌کند. این جابه‌جایی نظری، اساس کل سمینار چهارم را تشکیل می‌دهد.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع چرا زوج‌ها حرف می‌زنند اما یکدیگر را نمی‌فهمند؟ پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

فقدان؛ مفهوم بنیادین سمینار چهارم لکان

اگر بخواهیم تنها یک مفهوم را به عنوان هسته مرکزی این سمینار انتخاب کنیم، آن مفهوم «فقدان» است. لکان نشان می‌دهد که سوژه انسانی نه بر اساس آنچه در اختیار دارد، بلکه بر اساس آنچه فاقد آن است شکل می‌گیرد. میل از کمبود زاده می‌شود و اگر فقدانی وجود نداشت، میلی نیز وجود نداشت. برای روشن کردن این مسئله، لکان سه شکل بنیادین فقدان را از یکدیگر متمایز می‌کند.

  • ناکامی (Frustration): ناکامی به فقدان یک ابژه واقعی اشاره دارد. کودک انتظار حضور مادر را دارد اما مادر حضور ندارد. در اینجا آنچه از دست رفته است یک ابژه واقعی است. ناکامی معمولاً با تجربه نیاز پیوند دارد و نخستین شکل مواجهه کودک با فقدان محسوب می‌شود.
  • محرومیت (Privation): محرومیت در سطح نمادین رخ می‌دهد. در اینجا فقدان به نبودن یک جایگاه یا یک دال مربوط می‌شود، نه به غیبت یک شیء واقعی. لکان از این مفهوم برای توضیح برخی موقعیت‌های ساختاری استفاده می‌کند؛ موقعیت‌هایی که در آن سوژه با نبود چیزی مواجه است که اساساً در سطح نمادین تعریف می‌شود.
  • اختگی (Castration): مهم‌ترین شکل فقدان در نظریه لکان اختگی است. اختگی نه یک رویداد زیستی، بلکه یک فرایند نمادین است. سوژه در این مرحله می‌پذیرد که هیچ‌کس نمی‌تواند به تمامیت دست یابد و هیچ‌کس قادر نیست کمبود دیگری را به طور کامل جبران کند. ورود به نظم نمادین مستلزم پذیرش همین محدودیت است.

به همین دلیل اختگی برای لکان شرط ضروری شکل‌گیری میل و سوژگی است.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع از شرم تا خودنمایی: دو پاسخ به نگاه دیگری در روانکاوی لکانی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

میل مادر و جایگاه کودک

یکی از عمیق‌ترین مباحث سمینار چهارم لکان به میل مادر مربوط می‌شود. در آغاز زندگی، کودک خود را در مرکز جهان مادر تصور می‌کند. او گمان می‌کند که تمام توجه، عشق و میل مادر متوجه اوست. اما به تدریج با حقیقتی مواجه می‌شود که برایش تکان‌دهنده است: مادر خود نیز میل دارد.

این میل به چیزی فراتر از کودک معطوف است. مادر ممکن است به همسر، کار، آرزوها، جهان اجتماعی یا هر امر دیگری میل داشته باشد. از دید لکان، لحظه‌ای که کودک درمی‌یابد تمام پاسخ میل مادر نیست، نقطه‌ای تعیین‌کننده در رشد روانی اوست. زیرا اکنون با این پرسش مواجه می‌شود:

«مادر چه می‌خواهد؟»

این پرسش به یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های ناخودآگاه تبدیل می‌شود. اضطراب دقیقاً در همین نقطه ظاهر می‌شود؛ جایی که کودک با رازآلود بودن میل دیگری روبه‌رو می‌شود و درمی‌یابد که نمی‌تواند آن را به‌طور کامل درک یا کنترل کند.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع یاداشتی بر سمینار سوم لکان(روانکاوی، انتقال، متافور میل و روان پریشی) پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

فالوس؛ دال فقدان

یکی از سوءتفاهم‌های رایج درباره نظریه لکان مربوط به مفهوم فالوس است. فالوس در سمینار چهارم لکان یک عضو بدن یا واقعیت زیستی نیست. لکان می‌کوشد این مفهوم را از هرگونه برداشت آناتومیک جدا کند و آن را به عنوان یک دال معرفی نماید.

فالوس نشانه چیزی است که تصور می‌شود دیگری فاقد آن است و در جستجوی آن قرار دارد. به همین دلیل فالوس در ساختار میل نقش محوری پیدا می‌کند.

کودک می‌کوشد برای مادر همان چیزی باشد که او کم دارد. او می‌خواهد ابژه‌ای شود که میل مادر را کامل کند. اما ورود نام پدر و نظم نمادین نشان می‌دهد که چنین چیزی ممکن نیست. از این منظر، فالوس بیش از آنکه یک ابژه باشد، نشانگر جایگاه فقدان در ساختار است.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع سمینار دوم لکان: «”من” در نظریه فروید و در تکنیک روانکاوی» پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

هانس کوچک و کارکرد فوبیا

بخش قابل توجهی از سمینار چهارم لکان به بازخوانی مورد مشهور «هانس کوچک» اختصاص دارد؛ کودکی که از اسب‌ها هراس داشت و فروید تحلیل او را در سال ۱۹۰۹ منتشر کرد.

فروید فوبیای هانس را در چارچوب عقده ادیپ توضیح داده بود، اما لکان بر جنبه دیگری از ماجرا تأکید می‌کند. او معتقد است مسئله اصلی هانس مواجهه با میل مادر است.

هانس با وضعیتی روبه‌رو شده است که در آن میل مادر برای او به امری رازآلود و تهدیدکننده تبدیل می‌شود. در همین زمان، کارکرد پدر نیز به اندازه کافی تثبیت نشده است.

در چنین شرایطی، اضطراب شدت می‌گیرد. اما اضطراب وضعیتی پراکنده و بی‌شکل دارد. فوبیا به کودک کمک می‌کند این اضطراب را به یک ابژه مشخص منتقل کند.

در نتیجه، اسب صرفاً موضوع ترس نیست؛ بلکه دالی است که اضطراب را سازمان‌دهی می‌کند. لکان فوبیا را نه صرفاً یک نشانه مرضی، بلکه تلاشی برای ایجاد نظم در برابر هجوم اضطراب می‌داند. به همین دلیل فوبیا نوعی راه‌حل روانی محسوب می‌شود؛ راه‌حلی که به سوژه امکان می‌دهد وضعیت نمادین خود را تا حدی تثبیت کند.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع یادداشتی بر سمینار اول لکان پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

فانتزی و سازمان‌دهی میل

هرچند نظریه کامل فانتزی در سمینارهای بعدی توسعه می‌یابد، اما ریشه‌های آن را می‌توان در سمینار چهارم مشاهده کرد. فانتزی پاسخی به فقدان است. سوژه از طریق فانتزی می‌کوشد شکاف میان خود و ابژه میل را پر کند. فانتزی به فرد امکان می‌دهد رابطه‌ای قابل تحمل با میل برقرار کند.

در واقع، انسان نه مستقیماً با واقعیت، بلکه از خلال فانتزی با جهان مواجه می‌شود. فانتزی چارچوبی فراهم می‌کند که در آن میل قابل تجربه و قابل فهم می‌شود. به همین دلیل فانتزی نه یک خیال‌پردازی ساده، بلکه یکی از سازوکارهای بنیادین روان انسان است.

نام پدر و ورود به نظم نمادین

در نظریه لکان، پدر پیش از آنکه یک فرد واقعی باشد، یک کارکرد نمادین است. کارکرد پدر آن است که نشان دهد میل مادر محدود به رابطه او با کودک نیست. حضور این کارکرد، رابطه دوگانه مادر-کودک را می‌شکند و کودک را وارد جهان زبان، قانون و فرهنگ می‌کند.

لکان این مداخله را با مفهوم «نام پدر» توضیح می‌دهد. نام پدر به سوژه می‌آموزد که هیچ فردی نمی‌تواند مرکز مطلق میل دیگری باشد.
از این رو، نام پدر نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری میل، پذیرش فقدان و ورود به نظم نمادین ایفا می‌کند.

جایگاه سمینار چهارم در تحول اندیشه لکان

سمینار چهارم لکان را می‌توان حلقه اتصال میان دوره ساختارگرای اولیه لکان و نظریه متأخر میل دانست. در سمینار سوم، تمرکز اصلی بر روان‌پریشی و نقش نام پدر است. در سمینار چهارم، مفهوم فقدان به مرکز نظریه منتقل می‌شود.

سپس در سمینار پنجم و ششم، لکان به صورت مستقیم به مسئله میل و فانتزی می‌پردازد. در سمینار دهم، نظریه اضطراب بسط پیدا می‌کند و در سمینار یازدهم، مفهوم ابژه کوچک a به یکی از ارکان اصلی دستگاه نظری او تبدیل می‌شود.

به این معنا، بسیاری از مفاهیمی که بعدها در اندیشه لکان شهرت یافتند، نخستین بار در سمینار چهارم به شکلی منسجم ظاهر می‌شوند. از همین رو، مطالعه این سمینار برای فهم مسیر تحول روانکاوی لکانی اهمیتی بنیادین دارد.

نتیجه‌گیری سمینار چهارم لکان

سمینار چهارم لکان را می‌توان متنی درباره فقدان دانست؛ فقدانی که در قلب تجربه انسانی قرار دارد و میل را به حرکت درمی‌آورد. لکان در این اثر نشان می‌دهد که سوژه نه از طریق تملک ابژه، بلکه از طریق نسبت خود با کمبود شکل می‌گیرد.

ناکامی، محرومیت و اختگی سه صورت اصلی این فقدان هستند و مفاهیمی همچون فالوس، فانتزی، فوبیا و نام پدر همگی در نسبت با آن معنا پیدا می‌کنند. از این منظر، «رابطه ابژه» بیش از آنکه درباره ابژه باشد، درباره شکافی است که میان سوژه و ابژه وجود دارد؛ شکافی که سرچشمه میل، اضطراب و سوژگی انسانی است.

منابع سمینار چهارم لکان

Evans, D. (1996). An Introductory Dictionary of Lacanian Psychoanalysis. London: Routledge.
Fink, B. (1997). The Lacanian Subject: Between Language and Jouissance. Princeton University Press.
Freud, S. (1909). Analysis of a Phobia in a Five-Year-Old Boy. Standard Edition, Vol. X.
Lacan, J. (1994). Le Séminaire, Livre IV: La relation d’objet. Paris: Éditions du Seuil.
Lacan, J. (2020). The Seminar of Jacques Lacan, Book IV: The Object Relation. Cambridge: Polity Press.
Vanier, A. (2005). Lacan. Paris: Les Belles Lettres.

پریسا کاوسی
کارشناسی و کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی رواندرمانگر تحلیلی تحت آموزش و آنالیز شخصی با رویکرد لکانی پژوهشگر حوزه روانکاوی لکانی علاقه مند به کشف پیچیدگی های هویت و روان در دنیای مدرن سردبیر و موسس تسهیلگر گفتمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *