روان چگونه با واقعیت دشوار مواجه می‌شود؟ | از دفاع‌های روانی در روانکاوی کلاسیک تا واقعیت، امر واقع و ژوئیسانس در اندیشه لکان

روان چگونه با واقعیت دشوار مواجه می‌شود؟ | از دفاع‌های روانی در روانکاوی کلاسیک تا واقعیت، امر واقع و ژوئیسانس در اندیشه لکان

انسان همیشه با واقعیت‌هایی روبه‌رو می شود که  گاهی نمی تواند آنها را تغییر دهد. بیماری، جدایی، مرگ، شکست، جنگ، محدودیت، بحران اقتصادی، از دست دادن یک رابطه، ناکامی در رسیدن به خواسته‌ای مهم یا حتی مواجهه با بخشی از خویشتن که دوست نداریم ببینیم، همگی می‌توانند موقعیت‌هایی ایجاد کنند که ظرفیت روان برای تحمل آنها را به چالش بکشند.

در چنین موقعیت‌هایی معمولاً می‌پرسیم: «چطور با این شرایط کنار بیایم؟»

زبان روان‌شناسی معاصر اغلب از coping، تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله سخن می‌گوید؛ اما روانکاوی پرسش متفاوتی را پیش می‌گذارد. برای روانکاوی مسئله فقط این نیست که فرد چه کاری برای کنار آمدن با واقعیت انجام می‌دهد. پرسش مهم‌تر این است که واقعیت برای او چگونه تعریف می شود، چه چیزی در آن تحمل‌ناپذیر است و سوژه برای مواجهه با آن چه چیزی را از میدان آگاهی کنار می‌زند، جابه‌جا می‌کند، انکار می‌کند یا به شکل دیگری بیان می‌کند.

از این منظر، وقتی فردی در برابر فشار اقتصادی می‌خندد، درباره گرانی دلار جوک می‌سازد، وقتی دیگری همه‌چیز را عقلانی و منطقی توضیح می‌دهد، فردی دیگر خشم خود را متوجه شخصی بی‌ربط می‌کند یا شخصی به‌طور کامل وقوع یک واقعیت را انکار می‌کند، این واکنش‌ها را نمی‌توان صرفاً به عنوان «رفتارهای متفاوت» در نظر گرفت. هر یک می‌تواند شیوه‌ای باشد که روان از طریق آن نسبت خود را با اضطراب، کمبود و واقعیتی دشوار تنظیم می‌کند. اما در روانکاوی، «واقعیت» مفهومی ساده و بدیهی نیست. با مجله روانکاوی Dimoi همراه باشید تا بیشتر با جنبه های واقعیت آشنا شویم.

واقعیت در روانکاوی چیست؟

در زبان روزمره، واقعیت معمولاً چیزی بیرونی فرض می‌شود: آنچه اتفاق افتاده است، همان چیزی است که اتفاق افتاده. قیمت کالا بالا رفته، فردی مرده، رابطه‌ای تمام شده، کسی ما را ترک کرده یا شغلی را از دست داده‌ایم.

روانکاوی این سطح از واقعیت را انکار نمی‌کند، اما توجه خود را به رابطه سوژه با آن واقعیت معطوف می‌کند.

دو نفر ممکن است با یک موقعیت بیرونی یکسان روبه‌رو شوند، اما تجربه روانی آنها یکسان نباشد. برای یک نفر افزایش قیمت‌ها می‌تواند اضطراب شدیدی ایجاد کند؛ دیگری با همان شرایط شوخی می‌کند؛ فرد دیگری ساعت‌ها اخبار اقتصادی را دنبال می‌کند و فردی دیگر ترجیح می‌دهد اصلاً درباره اقتصاد چیزی نشنود.

بنابراین آنچه برای روانکاوی اهمیت دارد، تنها «واقعیت بیرونی» نیست؛ بلکه واقعیتی است که در شبکه دلالت‌ها، خاطرات، فانتزی‌ها، امیال و تعارض‌های سوژه جای می‌گیرد.

فروید از همین‌جا امکان مهمی را وارد نظریه روانکاوی کرد: واقعیت روانی را نمی‌توان به سادگی با واقعیت مادی یکی گرفت. آنچه برای سوژه واقعیت دارد، تحت تأثیر تاریخچه ناخودآگاه او قرار دارد.

به همین دلیل کمبود می‌تواند برای یک فرد معنایی کاملاً متفاوت از فرد دیگر داشته باشد. شکست هم ممکن است برای کسی به معنای «من بی‌ارزشم» باشد و برای دیگری صرفاً تجربه‌ای ناخوشایند که می‌توان از آن عبور کرد.

پس پرسش روانکاوی این نیست که «واقعیت چیست؟» و بعد چگونه باید خود را با آن هماهنگ کنیم؛ در واقع اینگونه طرح پرسش می کند که سوژه چگونه واقعیت را تجربه و معناگذاری می‌کند و چه چیزی در این مواجهه برای او تحمل‌ناپذیر می‌شود.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع زیگموند فروید کیست پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

دفاع؛ روان چگونه در برابر اضطراب عمل می‌کند؟

مفهوم دفاع در نظریه فروید جایگاه اساسی دارد. فروید در نوشته‌های اولیه خود، به‌ویژه در بحث «روان‌نژندی‌های دفاعی»، دفاع را به عنوان فرایندی در نظر می‌گیرد که روان از طریق آن با تعارض‌های تحمل‌ناپذیر مواجه می‌شود.

بعدها مفهوم سرکوب اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند و برای مدتی عملاً به عنوان صورت اصلی دفاع مورد توجه قرار می‌گیرد. فروید در بازداری‌ها، نشانه‌ها و اضطراب در سال ۱۹۲۶ دوباره اصطلاح دفاع را به عنوان مفهوم عام‌تری بازمی‌گرداند و سرکوب را یکی از اشکال دفاع در نظر می‌گیرد.

در اینجا دفاع را نباید به معنای یک تصمیم آگاهانه فهمید. فرد معمولاً نمی‌نشیند و تصمیم نمی‌گیرد که «امروز می‌خواهم واقعیت را انکار کنم» یا «برای کاهش اضطرابم از طنز استفاده می‌کنم». دفاع در سطحی عمیق‌تر و اغلب ناآگاهانه عمل می‌کند.

در نظریه فرویدی، اضطراب با موقعیت خطر پیوند دارد. در صورت‌بندی متأخر فروید، اضطراب می‌تواند همچون علامتی عمل کند که خبر از نزدیک شدن موقعیتی خطرناک می‌دهد و دفاع را فعال می‌کند.

از این منظر، دفاع را می‌توان تلاشی برای جلوگیری از غلبه اضطراب و مواجهه با خطر احتمالی دانست.

اما اینجا یک نکته اساسی وجود دارد: دفاع الزاماً واقعیت را تغییر نمی‌دهد؛ تنها، رابطه سوژه با آن را تغییر می‌دهد.

مرگ همچنان وجود دارد، جدایی همچنان جدا شدن است،  بحران اقتصادی همچنان فشار اقتصادی ایجاد می‌کند.

کاری که دفاع انجام می دهد این است که  امکان مواجهه روانی با این واقعیت را تغییر دهد.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع تحلیلی روانکاوانه از میل به زیبایی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

انکار؛ وقتی واقعیت بیش از ظرفیت پذیرش است

یکی از روشن‌ترین اشکال دفاع، انکار است.

در انکار، بخشی از واقعیت بیرونی یا معنای آن برای سوژه پس زده می‌شود. فرد ممکن است اطلاعات را بشنود، اما در سطح روانی به گونه‌ای با آن برخورد کند که گویی واقعیت رخ نداده است.

برای نمونه، فردی که رابطه‌اش عملاً پایان یافته است، ممکن است همچنان طوری رفتار کند که گویی جدایی موقتی است و هیچ نشانه‌ای از پایان رابطه را نپذیرد.

در شرایط اجتماعی نیز انکار می‌تواند رخ دهد. فرد ممکن است بحران اقتصادی را بی‌اهمیت جلوه دهد، همه نشانه‌های آن را نادیده بگیرد یا دائماً به خود بگوید «چیزی نشده، همه‌چیز درست می‌شود»، در حالی که این جمله بیشتر از آنکه حاصل ارزیابی واقعیت باشد، کارکرد دفاعی دارد. البته هر خوش‌بینی‌ای انکار نیست.

این تمایز اهمیت زیادی دارد. امید می‌تواند بر اساس ارزیابی واقعیت شکل گرفته باشد؛ انکار زمانی مطرح می‌شود که پذیرش واقعیت برای حفظ تعادل روانی بیش از حد تهدیدکننده باشد.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع وابستگی عاطفی چیست پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

سرکوب؛ واقعیت هست، اما نمی‌توانم با آن روبه‌رو شوم

سرکوب یکی از مرکزی‌ترین مفاهیم نظریه فروید است.

در سرکوب، محتوایی که با تعارض روانی همراه است از آگاهی کنار گذاشته می‌شود. اما کنار گذاشته شدن به معنای نابودی نیست. محتوای سرکوب‌شده می‌تواند در خواب، لغزش زبانی، نشانه، فانتزی یا رفتار بازگردد.

اینجا یکی از تفاوت‌های بنیادی روانکاوی با تصور ساده‌ای از «فراموش کردن» آشکار می‌شود: آنچه از آگاهی خارج شده، الزاماً از زندگی روانی حذف نشده است.

گاهی فرد می‌گوید: ” اصلاً برایم مهم نیست”

اما تکرار یک نشانه، یک خواب یا یک واکنش هیجانی شدید می‌تواند نشان دهد که موضوع در سطح دیگری همچنان فعال است.

به همین دلیل در روانکاوی، شدت واکنش اهمیت دارد. گاهی بی‌تفاوتی افراطی می‌تواند به اندازه اضطراب آشکار معنادار باشد.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع مفهوم خالکوبی به‌عنوان پدیده فرهنگی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

عقلانی‌سازی؛ وقتی روان برای چیزی که نمی‌خواهیم ببینیم توضیح می‌سازد

گاهی فرد با واقعیت روبه‌رو می‌شود، اما معنای عاطفی آن را کنار می‌گذارد و توضیحی منطقی برای آن تولید می‌کند.

مثلاً فردی بعد از شکست عاطفی ممکن است ساعت‌ها درباره «ناسازگاری شخصیتی»، «شرایط اقتصادی»، «تفاوت سبک زندگی» و «منطق رابطه» صحبت کند، اما هیچ تماس زبانی با اندوه، خشم یا فقدان خود برقرار نکند.

ممکن است تمام توضیحات او درست باشند اما مسئله روانکاوی درستی یا نادرستی توضیح نیست.

پرسش این است که این توضیح چه چیزی را از گفتار حذف می‌کند؟

گاهی یک توضیح بسیار منطقی می‌تواند دقیقاً همان جایی باشد که سوژه از مواجهه با یک حقیقت شخصی فاصله می‌گیرد.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع چشم و مفهوم نگاه؛ تمایزی بنیادین در نظریه لکان پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

جابه‌جایی و فرافکنی؛ وقتی مسئله جای دیگری ظاهر می‌شود

در جابه‌جایی، هیجانی که منشأ اصلی آن تحمل‌ناپذیر است به موضوعی دیگر منتقل می‌شود.

فردی ممکن است از وضعیت اقتصادی عصبانی باشد، اما نتواند خشم خود را نسبت به موقعیت اصلی بیان کند؛ در نتیجه خشم در رابطه با همسر، فرزند، همکار یا حتی یک موقعیت کوچک روزمره ظاهر شود.

فرافکنی مسیر متفاوتی دارد. بخشی از تعارض یا میل غیرقابل‌تحمل به دیگری نسبت داده می‌شود.

در هر دو حالت، مسئله اصلی فقط «رفتار اشتباه» نیست. روان در حال ایجاد مسیری است که بتواند با چیزی تحمل‌ناپذیر مواجه شود، بدون آنکه مستقیماً با منشأ تعارض تماس پیدا کند.

اما شوخی چه می‌شود؟

اینجا دوباره به همان پرسش ابتدایی برمی‌گردیم:

چرا مردم در شرایط سخت اقتصادی با دلار، گرانی، اجاره، تورم و آینده نامعلوم شوخی می‌کنند؟

فروید درباره طنز و شوخی مسیر جالبی را طی می‌کند.

در شوخی و رابطه آن با ناخودآگاه (۱۹۰۵)، فروید به اقتصاد روانیِ لذت ناشی از شوخی توجه می‌کند. چند دهه بعد، در مقاله Humour در سال ۱۹۲۷، این موضوع را دقیق‌تر پی می‌گیرد و طنز را در نسبت با صرفه‌جویی در هزینه عاطفی بررسی می‌کند.

در طنز، واقعیت الزاماً حذف نمی‌شود، حتی ممکن است فرد کاملاً از شدت واقعیت آگاه باشد اما آنچه تغییر می‌کند، موضع سوژه نسبت به آن است.

فردی که در شرایط دشوار می‌گوید:

“با این قیمت‌ها، دیگر پولدار شدن تنها در خواب ممکن است؛ آن هم اگر خواب گران نشده باشد!”

واقعیت اقتصادی را انکار نکرده است، در واقع او دارد آن را به زبان دیگری بیان می‌کند.

در طنز، امر دردناک وارد یک فرم می‌شود که امکان خندیدن را ایجاد می‌کند. در حالیکه رنج همچنان حضور دارد، شکل مواجهه با آن تغییر کرده است.

از این جهت طنز می‌تواند یک دفاع نسبتاً پخته باشد. در طبقه‌بندی‌های متأخرتر روان‌پویشی، طنز، والایش، نوع‌دوستی و پیش‌بینی در گروه دفاع‌های پخته قرار گرفته‌اند؛ دفاع‌هایی که امکان کاهش فشار روانی را بدون گسست کامل از واقعیت فراهم می‌کنند.

اما نباید از اینجا به نتیجه‌ای ساده رسید که “طنز خوب است، پس هرچه بیشتر شوخی کنیم سالم‌تریم”

  • گاهی شوخی راهی برای مواجهه است.
  • گاهی هم راهی برای فرار.

تفاوت این دو را باید در موقعیت و کارکرد شوخی برای سوژه جست‌وجو کرد.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع خود معشوق پنداری از نگاه روانکاوی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

از «واقعیت» فرویدی تا «امر واقع» لکان

اینجا فاصله میان روان‌شناسی دفاع و روانکاوی لکانی اهمیت پیدا می‌کند.

لکان مسئله واقعیت را از سطح «واقعیت بیرونی» به سطح ساختار می‌برد.

در نظریه لکان، امر واقع (the Real) با واقعیت روزمره یکی نیست. واقعیت روزمره تا حد زیادی در شبکه امر نمادین و تصاویر خیالی برای ما قابل تجربه و معناگذاری است. امر واقع جایی است که از این شبکه می‌گریزد؛ چیزی که به‌سادگی در زبان جای نمی‌گیرد و به‌طور کامل قابل نمادین‌سازی نیست. در خوانش لکانی، همین تمایز در بحث تروما و تکرار نیز اهمیت پیدا می‌کند.

بنابراین وقتی از «مواجهه با واقعیت» صحبت می‌کنیم، از دید لکان نمی‌توانیم فرض کنیم که یک واقعیت کاملاً حاضر و قابل شناخت در برابر سوژه قرار دارد و سوژه فقط باید خودش را با آن وفق دهد.

سوژه همیشه از خلال دال‌ها، فانتزی و جایگاهش در گفتمان با واقعیت مواجه می‌شود.

به همین دلیل بحران اقتصادی برای یک سوژه فقط « قیمت » نیست.

ممکن است دلار برای یک نفر دالِ ناامنی باشد؛ برای دیگری دالِ شکست؛ برای دیگری نشانه‌ای از بی‌آیندگی؛ برای دیگری یادآور تاریخ خانوادگی فقر؛ برای فردی دیگر نشانه موفقیت یا قدرت.

یک واقعیت اقتصادی می‌تواند در زنجیره‌های دلالی متفاوت، معناهای متفاوتی پیدا کند.

اصل واقعیت هم آن‌قدر ساده نیست

فروید میان اصل لذت و اصل واقعیت تمایز می‌گذارد. در نگاه اولیه، اصل لذت به دنبال کاهش تنش و دستیابی به رضایت است و اصل واقعیت امکان تأخیر، محدودیت و سنجش شرایط بیرونی را وارد می‌کند.

اما لکان در سمینار هفتم: اخلاق روانکاوی این تقابل را پیچیده‌تر می‌کند. او نشان می‌دهد که اصل واقعیت را نمی‌توان نقطه مقابل اصل لذت در نظر گرفت؛ اصل واقعیت خود در نسبت با منطق لذت و آنچه سوژه به عنوان خیر و رضایت دنبال می‌کند قرار دارد. مسئله در اینجا به das Ding ، شیء یا چیز، و نسبت آن با امر واقع و میل در نظر گرفته می شود.

پس «واقع‌بین شدن» در معنای ساده آن، معادل حقیقت ماجرا نیست.

گاهی آنچه ما واقع‌بینی می‌نامیم صرفاً شکل دیگری از سازگاری با یک نظم موجود است.

روانکاوی قرار نیست سوژه را تربیت کند تا بهتر با هر واقعیتی که به او عرضه می‌شود کنار بیاید.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع نگاه دیگری در روانکاوی لکانی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

لکان و پرسش متفاوت روانکاوی

اینجا تفاوت اساسی روانکاوی با برخی رویکردهای سازگاری‌محور روشن می‌شود.

در یک مدل ساده، مسئله چنین طرح می‌شود:

  • واقعیت دشوار است >  من مضطربم >  باید راهی پیدا کنم که بهتر با آن کنار بیایم.

اما روانکاوی سؤال را تغییر می‌دهد:

  • این واقعیت برای سوژه چه معنایی دارد؟
  • من در این واقعیت چه جایگاهی دارد؟
  • چه چیزی در آن برای سوژه غیرقابل تحمل است؟
  • چه میلی در پس این اضطراب یا شکایت قرار دارد؟
  • چه چیزی در گفتار تکرار می‌شود؟
  • چه چیزی گفته نمی‌شود، اما در نشانه بازمی‌گردد؟

در مقاله «جهت‌دهی درمان و اصول قدرت آن»، لکان بر این تأکید دارد که تحلیل به سمت رابطه سوژه با میل او هدایت می‌شود و مقاومت را نیز باید در نسبت با گفتار و میل فهمید.

بنابراین  نباید هدف تحلیل را این دانست که فرد را به موجودی تبدیل کند که در برابر هر شرایطی آرام بماند.

هدف، ساختن یک «منِ سازگارتر» به معنای روان‌شناسی سازگاری نیست.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع سرخوردگی در روانکاوی لکانی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

فانتزی؛ واقعیت چگونه برای سوژه قابل تحمل می‌شود؟

یکی از مفاهیم مهم لکان برای فهم نسبت سوژه و واقعیت، فانتزی است.

فانتزی  اساسا با خیال‌پردازی روزمره یکی نیست، تعریف دقیقتر آن؛ چارچوبی است که در آن سوژه نسبت خود را با میل و دیگری سازمان می‌دهد.

 در واقع از طریق فانتزی، جهان برای سوژه قابل تجربه می‌شود.

این مسئله توضیح می‌دهد چرا گاهی فرد به شکل مداوم در شرایطی قرار می‌گیرد که خودش از آنها شکایت دارد. ممکن است در سطح آگاهانه بگوید «دیگر نمی‌خواهم این اتفاق تکرار شود»، اما ساختار رابطه‌اش بارها او را به همان نقطه بازگرداند.

اینجا لکان در سمینار یازدهم مفهوم تکرار را از طریق تمایز میان automaton و tuché بازخوانی می‌کند. اتوماتون به بازگشت و اصرار زنجیره دال‌ها مربوط است؛ در مقابل،  : tuché  توخه – به مواجهه با امر واقع اشاره دارد؛ مواجهه‌ای که از شبکه تکرار فراتر می‌رود و هرگز به‌طور کامل در نمادین ثبت نمی‌شود.

به این ترتیب، تکرار فقط  تکرار«اشتباهات مشابه» نیست. گاهی سوژه در تکرار چیزی را دنبال می‌کند که خودش نمی‌داند چیست.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع پدر در نظریه فروید: از اقتدار پدرانه تا قانون فرهنگ پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

امر واقع؛ چیزی که با «کنار آمدن» تمام نمی‌شود

این نکته برای فهم بحران‌های اجتماعی بسیار مهم است.

ممکن است جامعه‌ای سال‌ها با یک وضعیت دشوار زندگی کند. مردم شوخی کنند، میم بسازند، شعر بگویند، فیلم بسازند، مهاجرت کنند، اعتراض کنند، سکوت کنند، خودشان را سرگرم کنند یا راه‌های مختلفی برای تحمل شرایط پیدا کنند.

اما امر واقع را نمی‌توان صرفاً با مجموعه‌ای از راهبردهای سازگاری حل کرد.

در سمینار یازدهم، لکان امر واقع را در نسبت با tuché، یعنی مواجهه‌ای که از پیش در شبکه نمادین قابل پیش‌بینی نیست، صورت‌بندی می‌کند. امر واقع همان چیزی است که در ساختار دلالت به‌ سادگی جا نمی‌شود و از این رو می‌تواند از مسیر تروما، تکرار و نشانه بازگردد. از این منظر، طنز اجتماعی می‌تواند بسیار معنادار باشد.

وقتی جامعه‌ای درباره چیزی دائماً شوخی می‌کند، باید پرسید:

  • این شوخی چه چیزی را بیان می‌کند که در زبان مستقیم دشوار است؟
  • چه چیزی را به اشتراک می‌گذارد؟
  • چه اضطرابی را قابل تحمل می‌کند؟
  • و چه چیزی همچنان در پشت این خنده باقی می‌ماند؟

وقتی شوخی دیگر فقط شوخی نیست

فرض کنیم فردی هر بار درباره بحران اقتصادی حرف می‌زند و می‌خندد.

در نگاه سطحی می‌توان گفت: او آدم شوخ‌طبعی است

در نگاه دفاعی گفته می شود: طنز یک دفاع پخته در برابر اضطراب است.

هر دو ممکن است درست باشند، اما روانکاوی می‌تواند پرسش دیگری اضافه کند:

این خنده در گفتار این سوژه چه جایگاهی دارد؟

  • آیا با خندیدن، چیزی گفته می‌شود یا چیزی پوشانده می‌شود؟
  • آیا شوخی امکان گفتن چیزی را فراهم می‌کند که بدون شوخی قابل بیان نیست؟
  • آیا خنده، دیگری را نیز در یک موضع خاص قرار می‌دهد؟
  • آیا فرد با شوخی کردن خود را از موقعیت قربانی بودن خارج می‌کند؟
  • یا برعکس، با تکرار یک شوخی خاص، در همان موضع باقی می‌ماند؟

در این سطح، طنز دیگر صرفاً روش مقابله با استرس نیست و تبدیل می‌شود به ماده‌ای برای شنیدن گفتار سوژه.

قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع روایتی روانکاوانه از ترولینگ در عصر شبکه‌های اجتماعی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.

والایش؛ وقتی فشار روانی مسیر دیگری پیدا می‌کند

والایش نیز در نظریه روانکاوی اهمیت ویژه‌ای دارد.

در والایش، انرژی و میلِ درگیر در تعارض روانی می‌تواند به فعالیتی اجتماعی، فرهنگی یا خلاقانه راه پیدا کند.

هنر، نوشتن، پژوهش، فعالیت علمی و بسیاری از تولیدات فرهنگی را می‌توان در برخی شرایط از منظر والایش بررسی کرد.

اما باز هم نباید آن را با یک فرمول ساده برابر دانست: احساس بد داری؟ برو کلاس نقاشی یا ورزش کن!

والایش در روانکاوی مفهومی بسیار پیچیده‌تر است. مسئله این نیست که فرد یک هیجان منفی را به یک فعالیت مثبت تبدیل کند،  بحث بر سر رابطه میل، ممنوعیت، قانون، فقدان و تولید یک ابژه یا اثر در میدان فرهنگی پذیرفته شده است.

لکان در بحث والایش، به‌خصوص در سمینار هفتم، این مفهوم را به رابطه با das Ding و تغییر جایگاه ابژه پیوند می‌دهد.  بنابراین والایش نیز نوعی «سازگاری سالم» به معنای ساده روان‌شناختی نیست.

آیا پذیرش واقعیت هدف روانکاوی است؟

این سؤال بسیار مهمی است.

اگر منظور از پذیرش واقعیت این باشد که فرد بتواند آنچه رخ داده را انکار نکند، واقعیت بیرونی را ببیند و در نسبت با آن تصمیم بگیرد، چنین ظرفیتی می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد.

اما روانکاوی یک گام عقب‌تر می‌رود و می‌پرسد: چه کسی قرار است این واقعیت را بپذیرد؟

  • سوژه‌ای که در حال صحبت کردن است، سوژه‌ای یکپارچه و شفاف برای خودش نیست.
  • ناخودآگاه در گفتار او حضور دارد؛ یعنی بخشی پنهان در حال کار است.

به همین دلیل ممکن است فرد بگوید «پذیرفته‌ام»، اما همچنان در خواب، نشانه، انتخاب رابطه یا تکرارهایش نشان دهد که چیزی در این فقدان هنوز جای خود را پیدا نکرده است.

پذیرش در روانکاوی با حذف تعارض یکی نیست

گاهی آنچه در تحلیل رخ می‌دهد، پیدا کردن معنایی نهایی برای رنج نیست. سوژه ممکن است به جایی برسد که نسبت خود را با آنچه نمی‌تواند تغییر دهد، متفاوت کند؛ بدون اینکه این امر به معنای حل شدن کامل فقدان یا حذف اضطراب باشد.

از دفاع تا مواجهه

دفاع ها جایگاه پر اهمیتی برا روان دارند. بدون دفاع، روان نمی‌تواند همیشه با حجم اضطراب، فقدان و تعارض مواجه شود، بهتر است بگوییم دفاع‌ها بخشی از شیوه سازمان‌یابی روان هستند.

 اما مسئله زمانی ایجاد می‌شود که دفاع به تنها راه رابطه با واقعیت تبدیل شود.

  • اگر انکار تنها امکان فرد برای تحمل زندگی باشد، واقعیت هر بار باید حذف شود…
  • اگر عقلانی‌سازی تنها راه او باشد، تجربه عاطفی دائماً به توضیح تبدیل می‌شود…
  • اگر فرافکنی غالب باشد، دیگری تبدیل به محل دائمی تعارض‌های خود فرد می‌شود…
  • اگر شوخی تنها راه ممکن باشد، هیچ سخن جدی‌ای امکان ظهور پیدا نمی‌کند…
  • اگر والایش تنها راه باشد، ممکن است فرد تمام زندگی خود را در تولید و کار غرق کند تا با فقدانی تماس پیدا نکند…

در نتیجه پرسش روانکاوی این نیست که ” کدام دفاع خوب است و کدام بد؟”

پرسش این است:

  • این دفاع در اقتصاد روانی این سوژه چه کاری انجام می‌دهد؟

سخن پایانی: واقعیت چیزی نیست که فقط باید با آن کنار آمد

شاید یکی از تفاوت‌های مهم روانکاوی با گفتمان رایج «مهارت‌های مقابله‌ای» همین باشد.

وقتی می‌گوییم «چگونه با واقعیت کنار بیاییم؟»، ممکن است ناخواسته تصور کنیم واقعیت کاملاً مشخص است و وظیفه سوژه صرفاً سازگار شدن با آن است، روانکاوی این تصویر را پیچیده تر می بیند.

از سویی فروید نشان می‌دهد که روان برای حفاظت از خود در برابر اضطراب و تعارض، دفاع‌هایی ایجاد می‌کند؛

از سرکوب و انکار تا جابه‌جایی و طنز. در صورت‌بندی متأخر فروید، اضطراب خود می‌تواند به عنوان علامتی برای موقعیت خطر عمل کند و دفاع را به حرکت درآورد.

از سویی دیگر لکان این مسئله را به سطح دیگری می‌برد. برای او مسئله فقط رابطه «من» با واقعیت بیرونی نیست؛ مسئله سوژه، دال، میل، فانتزی و امر واقع است. واقعیت برای سوژه درون یک نظم نمادین ساخته و تجربه می‌شود و امر واقع همان چیزی است که نمی‌توان آن را به‌طور کامل در این نظم جای داد. در نتیجه، همیشه چیزی باقی می‌ماند که از نمادین شدن کامل سر باز می‌زند.  به همین دلیل شاید بهتر باشد  بپرسیم:

” ما چگونه واقعیت خود را می‌سازیم، چه چیزی را از آن حذف می‌کنیم، چه چیزی در آن تکرار می‌شود و چه چیزی همچنان از گفتن سر باز می‌زند؟”

  • گاهی یک نفر در برابر گرانی می‌خندد.
  • یک نفر دیگر سکوت می‌کند.
  • یکی عصبانی می‌شود.
  • یکی همه‌چیز را انکار می‌کند.
  • یکی ساعت‌ها درباره اعداد و آمار صحبت می‌کند.
  • و دیگری شعر می‌نویسد.

این واکنش‌ها را نمی‌توان بدون توجه به سوژه‌ای که آنها را به کار می‌گیرد، معنا کرد.

پشت هر دفاع، چیزی هست که روان می‌کوشد از آن محافظت کند؛ و در پشت هر دفاع، پرسشی درباره میل، فقدان و اضطراب باقی می‌ماند.

در روانکاوی، کار تحلیل پایان دادن به این پرسش نیست مضاف بر آن ، کار تحلیل، شنیدن آن است. نگارش و ویراستاری این مطلب توسط پریسا کاوسی انجام شده است. خوشحال می‌شویم اگر با نظرات و پیشنهادهای خود به بهبود مطالب سایت کمک کنید.

منابع واقعیت در روانکاوی

Freud, S. (1905). Jokes and Their Relation to the Unconscious.

Freud, S. (1926). Inhibitions, Symptoms and Anxiety.

Freud, S. (1927). Humour.

Freud, S. (1920). Beyond the Pleasure Principle.

Lacan, J. (1959–1960). The Seminar, Book VII: The Ethics of Psychoanalysis. 

Lacan, J. (1963–1964). The Seminar, Book XI: The Four Fundamental Concepts of Psychoanalysis.

Lacan, J. (1966). Écrits: The First Complete Edition in English. Norton, 2006 «The Direction of the Treatment and the Principles of Its Power».

Vaillant, G. E. (1977). Adaptation to Life. Little, Brown.

Vaillant, G. E. (1994). Ego mechanisms of defense and personality psychopathology. Journal of Abnormal Psychology.

Vaillant, G. E., Bond, M., & Vaillant, C. O. (1986). An empirically validated hierarchy of defense mechanisms. Archives of General Psychiatry.

پریسا کاوسی
کارشناسی و کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی رواندرمانگر تحلیلی تحت آموزش و آنالیز شخصی با رویکرد لکانی پژوهشگر حوزه روانکاوی لکانی علاقه مند به کشف پیچیدگی های هویت و روان در دنیای مدرن سردبیر و موسس تسهیلگر گفتمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *