آیا لذت جنسی باید دیده شود؟ | تأملی روانکاوانه بر نمایش ارگاسم در فرهنگ معاصر

آنچه در این مقاله به آن پرداخته می شود:
لذت جنسی از نگاه روانکاوی در عصر نمایش
زندگی معاصر بیش از هر دوره دیگری با تصویر گره خورده است. تجربههایی که زمانی در محدوده زندگی خصوصی باقی میماندند، امروز میتوانند ثبت، منتشر و تماشا شوند. شادی، رابطه، بدن، سفر، سوگ، خشم و حتی لحظههای بسیار شخصی زندگی به بخشی از فرهنگ نمایش تبدیل شدهاند.
تجربه جنسی نیز از این وضعیت جدا نیست. بدن جنسی در رسانهها دیده میشود، درباره آن آموزش داده میشود و برای آن الگو ساخته میشود. در این میان، ارگاسم جایگاه خاصی پیدا کرده است: نشانهای که قرار است وقوع لذت را تأیید کند.
در چنین فضایی، پرسش بهتدریج تغییر میکند. موضوع مهم دیگر این نیست که فرد چه تجربهای دارد؛ افزون بر آن سوالی که به آن پرداخته می شود این است که آیا تجربه او از بیرون نیز قابل تشخیص است؟
آیا بدن واکنش مورد انتظار را نشان میدهد؟ آیا چهره، صدا و حرکت بدن با تصویری که از لذت میشناسیم هماهنگ است؟ آیا شریک جنسی متوجه شده که او به اوج لذت رسیده است؟
این تغییر، مسئلهای فراتر از فیزیولوژی ایجاد میکند. تجربهای که در ابتدا به بدن و احساس شخص مربوط است، وارد میدان نگاه دیگری میشود.
پژوهش درباره بازنمایی اجتماعی ارگاسم زنانه نیز نشان داده است که ارگاسم در فرهنگ معاصر اغلب به عنوان هدف رابطه جنسی تصویر میشود و در کنار این تصویر فیزیولوژیک، معناهای رابطهای و عاطفی نیز به آن افزوده میشوند. در مصاحبه با زنان، این بازنمایی علمی و عملکردمحور گاهی با احساس ناکامی در کسانی همراه بوده که تجربه ارگاسم برایشان دشوارتر بوده است.
در نتیجه، ارگاسم فقط یک رویداد بدنی باقی نمیماند، در سطحی جدی تر تبدیل به نشانهای میشود که باید بتوان آن را شناخت. از همینجا یک پرسش روانکاوانه را مطرح می کنیم:
چه اتفاقی میافتد وقتی لذت، علاوه بر تجربهشدن، باید دیده و تأیید هم بشود؟
بنابر این در مجله روانکاوی Dimoi تصمیم گرفتیم که در یک مقاله جامع به تمام ابعاد این موضوع رسیدگی کنیم.
آیا ارگاسم قابل مشاهده است؟
ارگاسم در بدن با مجموعهای از تغییرات فیزیولوژیک همراه است؛ تغییراتی که میتوان آنها را از منظر پزشکی بررسی کرد. افزایش برانگیختگی، تغییرات عضلانی، تغییرات ضربان قلب و تنفس و انقباضهای ریتمیک عضلات لگنی از جمله فرایندهایی هستند که در مطالعات فیزیولوژیک مورد توجه قرار گرفتهاند.
اما تجربه ارگاسم به یک نشانه واحد فروکاسته نمیشود. این مسئله زمانی روشنتر میشود که به پدیدههایی مانند female ejaculation و squirting توجه کنیم؛ دو پدیدهای که در زبان عمومی اغلب با یکدیگر و گاهی با خود ارگاسم یکی گرفته میشوند.
مرورهای علمی نشان میدهند که female ejaculation و squirting از نظر منشأ و ترکیب مایع تفاوت دارند. در female ejaculation معمولاً حجم کمتری از مایع غلیظتر و سفیدرنگ مطرح است که با ترشحات غدد پارااورترال یا غدد اسکین ارتباط دارد. در squirting معمولاً حجم بیشتری از مایع رقیقتر خارج میشود و شواهد پژوهشی منشأ مثانه و ترکیب ادراری آن را مطرح کردهاند. این دو پدیده نیز میتوانند در برخی افراد همزمان رخ دهند.
پژوهشهای جدیدتر نیز بر ضرورت تفکیک این پدیدههای فیزیولوژیک از بیاختیاری ادرار هنگام رابطه جنسی تأکید کردهاند و آنها را در شرایط معمول، بخشی از پاسخهای فیزیولوژیک جنسی میدانند. اما نکته مهم برای بحث حاضر جای دیگری قرار دارد: وجود مایع، به خودی خود اثباتکننده ارگاسم نیست.
بدن میتواند مایعی را دفع کند و تجربه ارگاسم نیز میتواند با یا بدون چنین علامتی رخ دهد. بنابراین میان یک نشانه فیزیولوژیک و معنایی که فرهنگ به آن میدهد فاصله وجود دارد.
در توالی روایات رسانه ای و یا اجتماعی اینجا یک تغییر مهم اتفاق میافتد؛ مایع دیگر فقط یک پدیده بدنی نیست؛ در واقع میتواند به «مدرک لذت» تبدیل شود. پرسش از اینجا آغاز میشود:
- چگونه یک نشانه بدنی به اثباتی برای تجربهای درونی تبدیل میشود؟
قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع اعتیاد به کار چیست؟ | چرا بعضی ها دائم در حال کار کردن هستند پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.
از تجربه تا اجرا: وقتی لذت تصویر پیدا میکند
تصویر میتواند بدن را نشان دهد، اما تجربه را مستقیماً منتقل نمیکند. دوربین میتواند چهره، صدا، حرکت بدن یا یک واکنش فیزیولوژیک را ثبت کند. چیزی که ثبت میشود، نشانهای از تجربه است؛ خود تجربه نیست.
با این حال، رسانه به نشانهها نیاز دارد. فیلم، شبکههای اجتماعی و بهخصوص پورنوگرافی برای انتقال تجربه جنسی از مجموعهای از نشانههای قابل مشاهده و شنیدن استفاده میکنند. در اینجا ارگاسم به تدریج زبان تصویری پیدا میکند: تغییر چهره، صدا، حرکت بدن، انقباض و دیگر واکنشهایی که برای مخاطب به عنوان «نشانه لذت» خوانده میشوند.
مطالعهای درباره ۵۰ ویدیوی پربازدید Pornhub نشان داد که نحوه بازنمایی ارگاسم زنان و مردان در این نمونه با الگوهای متفاوتی همراه بوده است؛ ارگاسم مردان در ۷۸ درصد ویدیوها و ارگاسم زنان در ۱۸.۳ درصد ویدیوها به تصویر کشیده شده بود. نویسندگان این الگو را در ارتباط با اسکریپتهای جنسی و «imperatives» مربوط به عملکرد و ارگاسم تحلیل کردند.
این یافته به معنای آن نیست که پورنوگرافی یک مقیاس واحد و مستقیم برای انتظارات جنسی افراد است، اما نمی توان از تاثیر این بخش بر چگونگی و یا آموزش بر افراد بطور عموم چشم پوشید. رسانه یکی از منابع شکلگیری اسکریپتهای جنسی است و تجربه واقعی افراد تحت تأثیر مجموعهای از عوامل رابطهای، فرهنگی و شخصی شکل میگیرد.
مطالعات جدید نیز نشان میدهند که اسکریپتهای جنسی میتوانند بر انتظارات مربوط به ارگاسم اثر بگذارند. برای نمونه، یک مطالعه تجربی در سال ۲۰۲۵ نشان داد که نوع تحریک جنسی مورد انتظار و میزان توجه شریک به ارگاسم زن میتواند انتظارات زنان درباره احتمال ارگاسم را تغییر دهد.
در نتیجه، تصویر رسانه گاهی در ساختن زبان و انتظار درباره آنچه قرار است اتفاق بیفتد نیز مشارکت میکند. بدن در این شرایط به صحنهای تبدیل میشود که باید قابل خواندن باشد و درست در همین نقطه، روانکاوی با مفهوم نگاه وارد بحث میشود.
قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع خوانشی روانکاوانه از مفهوم سورئالیسم در هنر پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.
نگاه دیگری و مسئله تأیید
در زبان روزمره، نگاه یعنی دیدن یک چیز. اما «نگاه» در نظریه ژاک لکان معنای دقیقتری دارد. در سمینار یازدهم، نگاه (gaze) صرفاً چشمِ دیگری یا عمل دیدن نیست؛ درواقع جایگاه سوژه در میدان دید و تجربه «دیدهشدن» است. نگاه در اینجا با میل و جایگاه سوژه در نسبت با دیگری پیوند میخورد.
از این منظر، دیگری فراتر از کسی که روبهروی من نشسته و بدنم را میبیند، جایگاهی است که سوژه در نسبت با آن خود را نیز میسنجد.
در تجربه جنسی، این ساختار میتواند پرسشهایی را فعال کند:
- آیا او فهمید که من لذت بردم؟
- آیا واکنش بدنم برای او قابل تشخیص بود؟
- آیا آنچه نشان دادم همان چیزی بود که انتظار داشت؟
- آیا لذت من به اندازه کافی واقعی به نظر رسید؟
در اینجا آنچه پراهمیت قلمداد می شود نگاه دیگری است که وارد تجربه شخصی میشود. فرهنگ تصویری نیز برای این نگاه مواد خام فراهم میکند. فیلم، پورنوگرافی، شبکههای اجتماعی و تصاویر بدن، مجموعهای از نشانهها تولید میکنند که به فرد میگویند لذت چگونه میتواند دیده شود. بدین ترتیب سوژه به تدریج یاد میگیرد که لذت چه شکلی دارد.
این یادگیری لزوماً آگاهانه نیست؛ تصویرها، روایتها و اسکریپتهای جنسی در طول زمان میتوانند به معیارهایی برای تفسیر تجربه تبدیل شوند. پژوهش درباره بازنمایی جنسی در رسانههای جریان اصلی نیز نشان داده است که بازنمایی ارگاسم و رفتار جنسی میتواند همزمان برخی کلیشهها را بازتولید کند و بعضی الگوهای سنتی را به چالش بکشد؛ بنابراین رابطه رسانه و تجربه جنسی پیچیدهتر از یک اثرگذاری یکطرفه است.
در نتیجه، اولویت دوم پس از آنکه دیگری بدن را می بیند، این است که سوژه بدن خودش را نیز از جایگاه نگاه دیگری ببیند. در این لحظه بدن از یک بدنِ تجربهشده به بدنی تبدیل میشود که باید قابل خواندن باشد.
قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع مفهوم اروتومانیا پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.
بدن به مثابه صحنه نمایش
بدن پیش از آنکه در تصویر دیده شود، بدن زیسته است؛ اما در فرهنگ تصویری، بدن به سطحی برای نمایش و تفسیر نیز تبدیل میشود.
در حوزه جنسی، این دو سطح میتوانند روی یکدیگر قرار بگیرند. فرد ممکن است واقعاً در تجربه لذت حضور داشته باشد و همزمان بخشی از توجهش متوجه این باشد که بدن او چگونه دیده میشود.
صدا، چهره، حرکت، مدت زمان رابطه، نوع واکنش و حتی شکل رسیدن به ارگاسم میتوانند به معیارهایی برای ارزیابی تبدیل شوند. در این وضعیت، بدن به نوعی متن تبدیل میشود؛ متنی که دیگری باید آن را بخواند و خود سوژه نیز ممکن است مدام آن را تفسیر کند.
- آیا واکنش من طبیعی بود؟
- آیا به اندازه کافی لذت بردم؟
- چرا تجربه من شبیه آن چیزی نیست که دیدهام؟
- آیا شریکم متوجه شد؟
پژوهشهای مربوط به اسکریپتهای جنسی نشان میدهند که انتظارات مربوط به رفتار جنسی و ارگاسم در تعامل با الگوهای رابطهای و فرهنگی شکل میگیرند. مطالعه تجربی سال ۲۰۲۵ نیز نشان داد که تغییر اسکریپت رابطه و فراهمشدن فرصت برای تحریک کلیتوریس و پیگیری ارگاسم زن میتواند انتظارات مربوط به ارگاسم را تغییر دهد.
این نکته مهم است، چون نشان میدهد همه تأثیرات فرهنگی بر تجربه جنسی الزاماً منفی یا محدودکننده نیستند. افزایش دانش درباره بدن و شناخت مسیرهای مختلف لذت میتواند امکانهای بیشتری برای تجربه ایجاد کند اما مسئله از جایی آغاز میشود که شناخت به استاندارد تبدیل شود.
وقتی «لذت بردن» از یک امکان نسبی به یک وظیفه تبدیل شود، فرد ممکن است خود را بر اساس نتیجه ارزیابی کند. ارگاسم باید اتفاق بیفتد؛ واکنش بدن باید واضح باشد؛ تجربه باید رضایتبخش باشد؛ و در برخی تصاویر، باید حتی به شکل خاصی دیده شود. اینجا بدن هم محل تجربه است و هم سطح نمایش و برای فهم این دوگانگی، مفهوم لکانی ژوئیسانس اهمیت پیدا میکند.
قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع زیگموند فروید کیست پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.
ژوئیسانس و آنچه از نمایش میگریزد
ژوئیسانس در نظریه روانکاوی لکانی معادل سادهای برای «لذت شدید» نیست.
این مفهوم در طول تحول نظریه لکان دستخوش تغییر و بسط میشود و در آثار متأخر او، بهویژه Encore، با بدن، زبان، میل و رابطه سوژه با دیگری پیوندی پیچیده پیدا میکند. در سمینار بیستم، لکان ژوئیسانس را در نسبت با بدن و چیزی قرار میدهد که به سودمندی و کارکرد ساده فروکاستنی نیست.
برای بحث حاضر، میتوان از یک تمایز ابتدایی استفاده کرد: لذت در سطحی با کاهش تنش و تنظیم تجربه مرتبط است، در حالی که ژوئیسانس به حوزهای اشاره میکند که رابطه سوژه با بدن و تجربه لذت را پیچیدهتر میکند؛ حوزهای که در آن «لذت بردن» الزاماً با آسودگی و رضایت ساده یکی نیست.
این تمایز را نباید به یک فرمول ساده تبدیل کرد؛ ژوئیسانس اسم دیگری برای ارگاسم نیست و «ژوئیسانس زنانه» نیز معادل یک نوع فیزیولوژیک خاص از ارگاسم زنان نیست.
در نظریه لکان، بدن انسانی از همان ابتدا در شبکه زبان، دالها، میل و رابطه با دیگری قرار گرفته است. بنابراین تجربه بدنی هیچگاه فقط مجموعهای از واکنشهای زیستی باقی نمیماند.
ارگاسم میتواند در سطح فیزیولوژیک مطالعه شود؛ اما معنایی که یک تجربه جنسی برای سوژه دارد، با اندازهگیری فیزیولوژیک تمام نمیشود، همین جاست که مسئله نمایش اهمیت پیدا میکند.
- تصویر میتواند بدن را ثبت کند.
- عدد میتواند مدت زمان یا تعداد دفعات را ثبت کند.
- دوربین میتواند واکنش را ثبت کند.
- پژوهش میتواند برخی فرایندهای فیزیولوژیک را اندازهگیری کند.
اما هیچکدام به تنهایی تجربه سوژه را به طور کامل در اختیار نمیگیرند.
در دستگاه نظری لکانی، این فاصله اهمیت ساختاری دارد. امر واقع را میتوان به عنوان آنچه در برابر نمادپردازی کامل مقاومت میکند در نظر گرفت؛ چیزی که در شبکه نشانهها تماماً بسته نمیشود.
از این منظر، وقتی مایع بدن به «نشانه لذت» تبدیل میشود، یک فرایند چندمرحلهای رخ داده است: بدن واکنشی ایجاد میکند، فرهنگ آن واکنش را معنا میکند، رسانه آن را به تصویر تبدیل میکند و مخاطب تصویر را به عنوان نشانهای از لذت میخواند، اما نشانه هرگز تمام تجربه را در خود جای نمیدهد.
دیگری میتواند بدن را ببیند اما بدون شک نمیتواند تجربه بدن دیگری را به جای او تجربه کند.
در نتیجه، «اثبات لذت» همیشه یک شکاف در خود دارد و همین شکاف ما را به مسئله دیگری میرساند: وقتی تجربهای که نمیتوان کاملاً اثباتش کرد، باید حتماً اثبات شود، چه اتفاقی برای خود تجربه میافتد؟
قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع سرخوردگی در روانکاوی لکانی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.
وقتی لذت به وظیفه تبدیل میشود
فرهنگ معاصر در بسیاری از حوزهها زبان لذت، رضایت و شناخت بدن را به رسمیت شناخته است. این تغییر میتواند امکان گفتوگو و شناخت بیشتری ایجاد کند اما در کنار این امکان، شکل دیگری از مطالبه نیز میتواند پدیدار شود:
- باید لذت ببری!
در این جمله، یک تغییر کوچک اما مهم اتفاق افتاده است؛ لذت از یک امکان به یک تکلیف تبدیل میشود.
لکان در Encore سویهای از سوپرایگو را با فرمان ژوئیسانس پیوند میدهد؛ همان چیزی که بعدها به صورت فشرده با عبارت «Enjoy!» یا «لذت ببر!» شناخته شد. در اینجا سوپرایگو بجز بیان منع و ممنوعیت، میتواند فرمانی برای لذتبردن صادر کند. این فرمان در حوزه جنسی میتواند شکلهای بسیار آشنایی پیدا کند:
- باید به ارگاسم برسم.
- باید شریکم را به ارگاسم برسانم.
- باید واکنش بدنم واضح باشد.
- باید لذت من برای دیگری قابل تشخیص باشد.
- باید تجربهام آنقدر شدید باشد که با تصویرهای موجود قابل مقایسه باشد.
در این شرایط، ارگاسم از یک رویداد در تجربه جنسی به معیار عملکرد تبدیل میشود.
نکته جالب این است که بدن در حال تجربه است و همزمان خودش را ارزیابی میکند.
سوژه ممکن است به جای آنکه فقط در تجربه حضور داشته باشد، بخشی از توجه خود را صرف این پرسش کند که ” آیا دارم درست لذت میبرم؟”
پژوهشهای مربوط به اسکریپتهای جنسی و انتظارات ارگاسم نیز نشان میدهند که انتظارات مربوط به نقش شریک، نوع تحریک و مسیر رابطه جنسی میتوانند تجربه و انتظار درباره ارگاسم را شکل دهند. مطالعه تجربی ۲۰۲۵، برای نمونه، نشان داد که وقتی در سناریوی رابطه، توجه به ارگاسم زن برجسته میشود، انتظارات زنان درباره احتمال ارگاسم نیز تغییر میکند. در اینجا باید میان شناخت بدن و استانداردسازی تجربه تفاوت گذاشت.
دانستن درباره بدن میتواند آزادی بیشتری ایجاد کند اما وقتی دانش جنسی به مجموعهای از معیارهای عملکردی تبدیل شود، خودِ شناخت میتواند به ابزار ارزیابی بدل شود:
- چند بار؟
- چقدر شدید؟
- چقدر طولانی؟
- با چه واکنشی؟
- با چه نشانهای؟
در تصویر رسانهای نیز لذت باید قابل تشخیص باشد. چهره، صدا، حرکت بدن و سایر واکنشها میتوانند در جایگاه نشانه قرار بگیرند. پژوهش درباره بازنمایی ارگاسم در پورنوگرافی جریان اصلی نشان داده است که این تصاویر میتوانند اسکریپتهای جنسی خاصی را بازنمایی و تداوم بخشند؛ از جمله اسکریپتهای مربوط به عملکرد جنسی و الزام به ارگاسم. با این حال، رابطه میان رسانه و تجربه جنسی را نمیتوان به یک رابطه علت و معلولی ساده فروکاست. افراد تصاویر را به شیوههای متفاوتی دریافت میکنند و تجربه جنسی از مجموعهای از عوامل شخصی، رابطهای و فرهنگی تأثیر میگیرد.
مسئله روانکاوانه در سطح دیگری قرار دارد. وقتی سوژه از خود می پرسد: ” آیا لذتم برای دیگری قابل تشخیص بود؟”
اینجا نگاه دیگری و فرمان سوپرایگو به یکدیگر نزدیک میشوند. دیگری تصویری از لذت مطلوب ارائه میکند و سوپرایگو میتواند آن تصویر را به مطالبه تبدیل کند.
بدن باید نشان دهد که لذت وجود دارد و در نهایت، خود سوژه نیز ممکن است از روی همین نشانهها درباره معتبر بودن تجربهاش قضاوت کند.
این همان تناقضی است که فرهنگ نمایش تولید میکند: هرچه لذت بیشتر به چیزی تبدیل شود که باید دیده و اثبات شود، بخشی از توجه سوژه میتواند از تجربه به سمت سنجش تجربه حرکت کند.
چیزی که قرار بود زیسته شود، تبدیل به چیزی میشود که باید دربارهاش مطمئن شد.
از اینجا دوباره میتوان به ژوئیسانس بازگشت؛ در Encore، ژوئیسانس در سطحی قرار میگیرد که بهسادگی در قالب یک پیام کامل برای دیگری قرار نمیگیرد. بدن در آن حضور دارد، اما تجربه بدن به یک نشانه قابل انتقال کامل تبدیل نمیشود.
ارگاسم میتواند یک رویداد فیزیولوژیک باشد، میتواند در تجربه شخصی معنای خاصی پیدا کند، میتواند در رابطه با دیگری تفسیر شود و میتواند در رسانه به تصویر تبدیل شود. این سطوح به هم مربوطاند، اما یکی به دیگری فروکاسته نمیشود.
قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع پدیده اضطراب اجتماعی پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.
لذتی که همیشه چیزی از آن باقی میماند
فرهنگ تصویری معاصر تجربههای انسانی را هرچه بیشتر به نشانههای قابل مشاهده تبدیل میکند؛ بدین صورت که بدن باید سخن بگوید، احساس باید در چهره خوانده شود، رابطه باید در تصویر تأیید شود و لذت نیز باید نشانهای داشته باشد که بتوان آن را شناخت.
در حوزه جنسی، ارگاسم یکی از روشنترین نمونههای این فرایند است. رسانه، شکلهایی برای نمایش آن میسازد، فرهنگ درباره آن انتظار ایجاد میکند، شریک جنسی ممکن است آن را از روی نشانههای بدن تفسیر کند و خود سوژه نیز ممکن است تجربهاش را در نسبت با همین تصویرها و انتظارات بسنجد.
اما میان نشانه و تجربه فاصلهای باقی میماند. یک واکنش بدنی میتواند رخ دهد و معنای آن برای سوژه پیچیده باشد، یک تجربه شدید میتواند اتفاق بیفتد و تصویر روشنی از آن باقی نگذارد. ارگاسم میتواند رخ دهد و در عین حال معنای آن برای فرد به رابطه، میل، خیال، بدن و موقعیت روانی او گره خورده باشد.
در سوی دیگر، بسیاری از نشانههایی که فرهنگ به عنوان «مدرک لذت» میشناسد، به تنهایی تجربه درونی را توضیح نمیدهند. اینجاست که تمایز میان ارگاسم، نشانههای فیزیولوژیک و ژوئیسانس اهمیت پیدا میکند.
ارگاسم را میتوان از منظر فیزیولوژیک مطالعه کرد، نشانههای بدنی را میتوان مشاهده و ثبت کرد، اما ژوئیسانس در نظریه لکان مفهومی بسیار گستردهتر است و نباید با ارگاسم یا «لذت شدید» یکی گرفته شود و این چیزی نیست که نشان واحدی برای تشخیص آن درنظر گرفته شود.
این تمایز، پرسش مقاله را از سطح یک موضوع فیزیولوژیک فراتر میبرد. پرسش این است که در چه لحظهای فرهنگ از بدن میخواهد چیزی را اثبات کند. وقتی مایع به نشانه تبدیل میشود، صدا به مدرک تبدیل میشود، حرکت بدن باید شدت لذت را نشان دهد و ارگاسم به معیار یک رابطه موفق بدل میشود، تجربه جنسی وارد میدان نگاه، سنجش و تأیید شده است. در این میدان، دیگری جایگاه مهمی دارد.
قبل تر در مقاله دیگری مفصل درباره موضوع بحران هویت در جوانان چیست پرداخته ایم اگر دوست داشتید سری به آن هم بزنید.
سوژه میخواهد دیده شود، اما همزمان میخواهد بداند آنچه دیده میشود همان چیزی است که خودش تجربه کرده است. این فاصله هیچگاه به طور کامل از میان نمیرود. دیگری میتواند بدن را ببیند، نشانهها را تفسیر کند و درباره تجربه دیگری تصور و حتی اطمینان پیدا کند؛ اما تجربه ژوئیسانس دیگری را به جای او تجربه نمیکند. همین شکاف برای روانکاوی اهمیت دارد.
روانکاوی تصویری از «لذت درست» ارائه نمیکند! مسئله آن بررسی نسبت سوژه با میل، بدن، دیگری، زبان و ژوئیسانس است؛ یعنی همان شبکهای که در آن یک تجربه شخصی میتواند به تدریج به چیزی تبدیل شود که باید دربارهاش سخن گفت، آن را نشان داد و از دیگری تأیید گرفت.
به نظر می رسد آنچه می بایست بیشتر به آن اندیشیده شود این سوال باشد:
” آیا مسئله ما کمبود لذت است، یا فزونیِ مطالبه برای نشاندادن آن؟ “
در جهانی که تقریباً هر تجربهای میتواند به تصویر تبدیل شود، لذت نیز در معرض همین منطق قرار گرفته است.
اما چیزی در تجربه بدن همیشه از تصویر فراتر میرود و آنچه دیده میشود، تمام آن چیزی نیست که تجربه شده است.
- لذت میتواند دیده شود.
- بدن میتواند دیده شود.
- نشانههای ارگاسم میتوانند دیده شوند.
اما تجربه ژوئیسانس در هیچ تصویر، عدد، نشانه یا تأیید دیگری به طور کامل بسته نمیشود.
به بیانی بهتر روانکاوی می پندارد باقیماندنِ چیزی بیرون از تصویر است که امکان تجربه شخصی لذت را حفظ میکند. نگارش و ویراستاری این مطلب توسط خانم پریسا کاوسی انجام شده است. خوشحال میشویم اگر با نظرات و پیشنهادهای خود به بهبود مطالب سایت کمک کنید.
منابع استفاده شده در مقاله لذت جنسی از نگاه روانکاوی
Lacan, Jacques. The Seminar, Book XVII: The Other Side of Psychoanalysis. Translated by Russell Grigg. New York: W. W. Norton, 2007.
Lacan, Jacques. The Seminar, Book XX: Encore: On Feminine Sexuality, the Limits of Love and Knowledge, 1972–1973. Translated by Bruce Fink. New York: W. W. Norton, 1998.
Lacan, Jacques. “The Subversion of the Subject and the Dialectic of Desire in the Freudian Unconscious.” In Écrits: The First Complete Edition in English. Translated by Bruce Fink. New York: W. W. Norton, 2006.
Fink, Bruce. The Lacanian Subject: Between Language and Jouissance. Princeton: Princeton University Press, 1995.
Evans, Dylan. An Introductory Dictionary of Lacanian Psychoanalysis. London: Routledge, 1996.
Copjec, Joan. Read My Desire: Lacan Against the Historicists. Cambridge, MA: MIT Press, 1994.
منابع پژوهشی
Lavie-Ajayi, Maya, and Hélène Joffe. “Social Representations of Female Orgasm.” Journal of Health Psychology, 14(1), 98–107, 2009.
Séguin, Léa J., Carl Rodrigue, and Julie Lavigne. “Consuming Ecstasy: Representations of Male and Female Orgasm in Mainstream Pornography.” The Journal of Sex Research, 55(3), 348–356, 2018.
Pastor, Zlatko, and Roman Chmel. “Female Ejaculation and Squirting as Similar but Completely Different Phenomena: A Narrative Review of Current Research.” Clinical Anatomy, 2022.
Pastor, Zlatko. “Female Ejaculation Orgasm vs. Coital Incontinence: A Systematic Review.” The Journal of Sexual Medicine, 2016.
Wetzel, Grace M., Carly Wolfer, Cheryl L. Carmichael, and Diana T. Sanchez. “An Experimental Investigation of Sexual Scripts by Partner Gender: Anticipated Clitoral Stimulation and Partner Orgasm Pursuit Shape Women’s Orgasm Expectations.” Archives of Sexual Behavior, 54, 2167–2184, 2025.
“Women’s Sexual Agency, Pleasure, and Orgasm in Popular Netflix Series: A Quantitative Content Analysis of Mixed-Gender Scenes.” Sex Roles, 2025.
Abughanima, M. F., et al. “Female Ejaculation, Squirting, and Coital Incontinence: A Systematic Review and Meta-Analysis of Biochemical, Imaging, and Urodynamic Diagnostic Criteria.” The Journal of Sexual Medicine, 23(Supplement 4), 2026.